اولین چهار دست و پا رفتن
همین الان همین الان ساعت 11:25 شب بود که عشق زندگیم رادوین چار دست و پا راه رفت من اینقدر ذوق زده شده بودم که دست و پام رو گم کرده بودم کلی با بابا احسان خوشحال شدیم و خندیدیم خیلی با مزه راه میرفتی
خدایا هزار بار میگم شکرت بخاطر این همه عشقی که تو دل ما گذاشتی.
احساس میکنم دوباره متولد شدم با حضور تو پسرم .
سریع گرفتمت تو بغلم فشارت دادم و اینقدر بوست کردم دلم میخواست از خوشحالی گریه کنم ولی دیدم دیگه جلوی بابایی ضایع هست روم نشد
قربون اون پاهای خوشکلت بشم که داری راه رفتن رو یاد میگیری ایشالله تو راههای خوب قدم برداری


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین چهار دست و پا رفتن
